سيد ظهير الدين مرعشى
126
تاريخ طبرستان و رويان و مازندران ( فارسى )
عمر بن العلاء دختر مهرويه را در طبرستان به خانهء خود برد . مهدى غضب كرد و او را معزول نمود . بعد از او سعيد بن دعلج را فرستادند و او از جمله كريمان روزگار بود و سعيدآباد رويان را او بنا نهاد . اما به اتمام نرساند او را باز خواندند و دو مرتبه عمر بن العلاء را بفرستادند . به ولايت دابو آمل قريهء عمر كلاته ساختهء او است و در آنجا قصرى و بازارى بساخت بعد به رويان آمد و سعيدآباد را تمام كرد . بعد از آن ونداد هرمزد خروج كرد و لشكر اسلام را به در كرد . عمر بن العلاء نيز به دو پيوست ، و بيرون نرفت ، تا آنجا وفات يافت . و بعد از آن عبد الحميد مضروب را به طبرستان فرستادند . او سخت ظالم بود ، تا در سنهء دويست و بيست و چهار كه مازيار ظالم را بكشتند ، باز نايبان خلفاء به طبرستان مستولى شدند ، و احوال نايبان آن زمان در ميان قصهء قارن وندان نوشته آمد و كوهستان را به بندار نامى مفوّض داشتند و طبرستان را حسن بن حسين مصعب والى بود كه او عمّ عبد الله بن طاهر - كه والى خراسان است - بود و بعد از او طاهر بن عبد الله بن طاهر دو سال والى بود . بعد از او محمد بن عبد الله - كه برادر او بود - هفت سال حاكم بود . بعد از او سليمان بن عبد الله سيزده سال حكم راند . و بعد از آن محمد اوس حاكم گشت ، و او ظلم بسيار كرد چنانچه تمامى طبرستان از دست او به فرياد آمدند تا در سال دويست و پنجاه بر داعى الكبير بيعت كردند . در ذكر احوال داعيان و سبب تردّد سادات به طبرستان و تسلّط ايشان در آن ممالك چون مأمون به خلافت بنشست در تربيت سادات مىكوشيد . و مذمّت پدر خود مىكرد ، كه در قتل موسى بن جعفر عليهما السّلام كوشيد و حضرت را شهيد كرد . و در بازار سوق الرياحين بنهاد كه مردم بيايند و ببينند كه او را نكشتهاند بلكه به جهت مريض بودن حضرت وفات كرده است ! و از علماء و فقهاء هم كاغذى به مضمون فوق گرفت . تمام